معنی ملاعنة
6 بازدید
[ مُ عَ نَ ] (ع مص) بر یکدیگر لعنت خواندن شوی و زن. لعان. (منتهی الارب) (آنندراج). نفرین و لعنت کردن یکدیگر را. لعان. (از اقرب الموارد). || (اصطلاح فقه) قذف شوی زن را در حال آبستنی و چهار بار شاهد گرفتن خدای بر راستگویی خویش و گفتن بار پنجم که لعنت خدای بر من اگر دروغ گویم و سپس شاهد گرفتن زن خدای را چهار بار بر پاکی خویش و گفتن به پنجم که خشم خدای مرا فراگیرد اگر شوی من راست گوید. از آن پس مرد ولد را نفی کند و فرقت میان زن و شوی واقع شود. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). نوعی از رسیدگی کیفری است در مورد اسناد زنا از طرف زوج به زوجه (در شرایط خاص) و نفی انتساب فرزندی که ملحق به فراش اوست (به شرط اینکه قبلاً اقرار به فرزندی او نکرده باشد). تشریفات مزبور چنین است: قاذف (زوج) چهار بار در حضور قاضی بگوید: «اشهدباللّه انّی لمن الصادقین فیما رمیتها به من الزنا» سپس به دستور قاضی می گوید: «ان لعنة اللََّه علیَّ ان کنت من الکاذبین» سپس زوجه به دستور قاضی می گوید: «اشهدباللّه انه لمن الکاذبین فیما رمانی به من الزنا» سپس به دستور قاضی می گوید: «ان غضب اللََّه علیّ ان کان من الصادقین» پس از انجام یافتن این مراسم قاذف معاف از حد قذف می شود و زن همیشه به شوهر مزبور حرام می گردد. و فرزند مورد لعان که اصطلاحاً او را «ابن الملاعنة» گویند منتسب به قاذف (مردی که زنش را به زنا متهم سازد) نخواهد بود. (از ترمینولوژی حقوق تألیف جعفر لنگرودی). و رجوع به لعان شود. - ابن الملاعنة؛ فرزندی که نسب او بر اساس لعان نفی شده باشد. || حکم کردن حاکم بین دو تن. (از اقرب الموارد).[ مَ عِ نَ ] (ع ص، اِ) جمع ملعون است خلاف القیاس. (غیاث) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «ملاعنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر