معنی ملاشاة
5 بازدید
[ مُ ] (ع مص) متلاشی کردن. نابود و مضمحل کردن. ملاشاة و تلاشی هر دو منحوت از «لاشی ء» است. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ملاشاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر