معنی ملاسخی
4 بازدید
[ مُ لْ لا سَ ] (اِخ) از مردم کرمان و از شاعران قرن یازدهم و معاصر شاه عباس اول بوده است. از اوست: یار رفت و انتظارش با من است شعله افسرد و شرارش با من است با چنین سوزی که من دارم سخی وای بر دوزخ که کارش با من است. و رجوع به تذکرهٔ نصرآبادی ص ۲۴۵ و ۲۴۶ و فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «ملاسخی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خی» برای سرودن شعر