معنی ملاست
3 بازدید
[ مَ سَ ] (ع اِمص) نرمی و صافی و همواری. (غیاث). مأخوذ از تازی، نرمی و صافی و همواری. ضد خشونت و درشتی. (ناظم الاطباء). ملاسة. نرمی. همواری. لشنی. نسویی. لغزانی. لخشانی. مقابل حَرَش. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ملاسة شود.
کلمات همقافیه با «ملاست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر