معنی ملاحم
5 بازدید
[ مَ حِ ] (ع اِ) جِ مَلحَمة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): سباع و نسور و ضباع را از کشتگان آن ماتم و خستگان آن ملاحم عیدی بنوا و مائده ای بروا حاصل شده عاقبت فائق با فوجی اندک... هزیمت شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۱۲۵). از آن ملاعین در مقاحم آن ملاحم اثرها نماند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۲۸۶). در اخطار نفس خویش در مقاحم حتوف و اعتراض شهادت در ملاحم حروب و معارض اسنه و سیوف به سلامت برآمد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۵۸). و رجوع به ملحمة شود. - اخبار ملاحم؛ اخباری که از فتنه های آخرالزمان خبر می دهد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): از جملهٔ اخبار ملاحم است که حضرت رسول (ص) اِخبار فرموده... که بعد از من چنین و چنین واقع شود و از جملهٔ اِخبارات آن حضرت... که از امور مستقبله فرموده یک قسم اخبارات آن حضرت است به وقایع و حروب و ظهور حکام و تغییر دولتها که بعد از آن حضرت شده و علما این قسم را اخبار ملاحم خوانند زیرا که ملاحم جمع ملحمه است و ملحمه جنگ است و... (مهمان نامهٔ بخارا صص ۹۵ - ۹۶).[ مُ حَ ] (ع ص) رسن محکم تافته. (مهذب الاسماء): حبل ملاحم؛ رسن سخت تافته. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || پیوسته شده و متصل گشته. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ملاحم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حم» برای سرودن شعر