معنی ملاحده
8 بازدید
[ مَ حِ دَ / دِ ] (ع ص، اِ) ملاحدة. جِ ملحد و این در اصل ملاحد بود تاء یعنی هاء در آخر به جهت تأکید معنی جمع زیاده کرده چرا که گاهی در آخر صیغهٔ جمع منتهی الجموع و غیره تاء به جهت تأکید جمع زائد می آرند چنانکه ملائک و ملائکه و صیاقل و صیاقله جمع صیقل. (غیاث) (آنندراج). مأخوذ از تازی، مردمان ملحد و بی دین و از دین برگشته. (ناظم الاطباء). و رجوع به مادهٔ قبل و دو مادهٔ بعد شود.[ مَ حِ دَ / دِ ] (اِخ) پیروان حسن صباح. (ناظم الاطباء). باطنیه. اسماعیلیه. هفت امامیان. سبعیه. حشاشین. تعلیمیان. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): ملاحده زحمت می دادند و لشکرها بدان سمت نامزد شده بود. (لباب الالباب چ نفیسی ص ۴۸۸). آمدن لشکر ملاحده به مصاف وی و هزیمت کردن پیش ایشان هم در این سال. (تاریخ سیستان ص ۳۹۵). آمدن امیر فرخشاه دیگر باره به سیستان... و آمدن لشکر ملاحده به سال پانصد و بیست و سه. (تاریخ سیستان ص ۳۹۱). کشته شدن یمین الدوله بهرام شاه بن حرب بر دست ملاحده که به اسم فدائی بودند در بازار سراجان. (تاریخ سیستان ص ۳۹۳). مقالت دوم در ذکر اسماعیلیان ایران معروف به ملاحده... (تاریخ گزیده چ لندن ج ۲ ص ۱۴). از تخم او حسن صباح که اصل ملاحده بود بیافرید. (تاریخ گزیده چ لندن ص ۸۱). از قصد و نکایت ملاحده خائف گشتند. (جهانگشای جوینی). چون ملاحده مناقشت و مخاصمت سلطان از سعی نظام الملک که وزیر مملکت بود می دیدند... (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج ۲ ص ۴۵). اتسز از رنود خوارزم بر منوال طریقهٔ ملاحده دو کس را فریفته بود و روح ایشان خریده. (جهانگشای جوینی ایضاً ج ۲ ص ۸).به قصد تخریب رباع و اقتلاع قلاع ملاحده به جانب قهستان رفت. (جهانگشای جوینی ایضاً ج ۲ ص ۴۹). عالمی معتبر را مناظره افتاد با یکی از ملاحده. (گلستان). و قلعه ای محکم در آن ولایت است که ملاحده ساخته اند. (نزهة القلوب چ لیدن ج ۳ ص ۱۴۶). گویند که در زمان سابق آن را ملاحده به فردوس کرده اند. (نزهة القلوب چ لیدن ج ۳ ص ۱۹۹). و رجوع به مادهٔ قبل و اسماعیلیه و باطنیه شود.
کلمات همقافیه با «ملاحده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر