معنی ملاحاة
4 بازدید
[ مُ ] (ع مص) باهم خصومت و نزاع کردن و دشنام دادن. لِحاء. و در مثل است: من لاحاک فقد عاداک. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). منازعه کردن. (از اقرب الموارد): و کان بینه و بین اخیه ذی الرمة ملاحاة. (معجم الادباء ج ۷ ص ۲۵۴ از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «ملاحاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر