معنی ملائکه

معنی ملائکه

5 بازدید
[ مَ ءِ کَ / کِ ] (ع اِ) مأخوذ از تازی، فرشتگان. (ناظم الاطباء). فرشتگان. جمع ملک است. در اصل ملائک بود تاء به جهت تأکید معنی جمع زیاده کرده اند چنانکه ملاحده جمع ملحد و صیاقله جمع صیقل. (غیاث) (آنندراج). ملائکة: چنانکه ابلیس را خلق بپسندیدند و ملائکه وی را نپسندیدند. (کشف المحجوب هجویری چ لنینگراد ص ۷۰). اعلاعلیین وی آن است که به درجهٔ ملائکه رسد چنانکه از دست شهوت و غضب خلاص یابد. (کیمیای سعادت). این شایستگی صفت ملائکه است و کمال درجهٔ آدمی است. (کیمیای سعادت). تفاوت میان صفات بهایم و صفات ملائکه چند است که از اسفل السافلین تا به اعلاعلیین. (کیمیای سعادت). بنده به دعای دولت تست با جمع ملائکه مشارک.ابوالفرج رونی. در پیش صفهٔ تو ز جمع ملائکه صف در پس صف است و سپه در پس سپه. خاقانی (منشآت چ محمد روشن ص ۲۴۱). گاهم به ملائکه ملاقات باشد به مقام لا و الا. مولوی (کلیات شمس چ امیرکبیر ص ۴۰). به مقام از ملائکه درگذشتی. (گلستان). در هزیمت کفار مجاهدان جهاد اصغر را جنود ملائکه مدد و معاونت نمودند. (مصباح الهدایه چ همایی ص ۲۳۷). در صورت صلوة سر عبادت جمیع ملائکه درج است چه بعضی از ملائکه آنند که پیوسته در رکوع باشند. (مصباح الهدایه ایضاً ص ۲۹۷). پس مصلی به واسطهٔ صلوة در سلک جمیع ملائکه که سکان حظایر قدس و قطان صوامع انس اند منخرط گردد. (مصباح الهدایه ایضاً ص ۲۹۷). سماوات و ملائکه را از بامداد پنجشنبه تا سه ساعت روز جمعه خلق کرد. (حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۱۲). طایفه ای از ملائکهٔ عظام به مقاتلهٔ ارباب ظلم و ظلام شتافتند. (حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۱۴). ابلیس با ملائکه به آسمان رفته نشو و نما یافت و در طاعت و عبادت به مرتبه ای مبالغت نمود... (حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۱۴). و رجوع به ملائکة شود. - مثل ملائکه؛ پارسا و بی گناه. (امثال و حکم ج ۳ ص ۱۴۹۰). || در فارسی گاه در معنی مفرد آید: اقضی القضات عُمَّرِ عبدالعزیز راست جاهی کزآن ملائکه حرز حریز کرد. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۸۵۵). || در اصطلاح فلاسفهٔ اسلام مراد از ملائکه عقول مجرده و نفوس فلکیه و ارواح مجرده اند که تصرف در عنصریات کنند و شیطان عبارت از قوت متخیله است و برای هر فلکی روحی است کلی که از آن ارواح زیادی منشعب شود. (از فرهنگ علوم عقلی سجادی). - ملائکةالروحانیة؛ مراد ارواح مجرده است. (فرهنگ علوم عقلی سجادی). - ملائکة الطباع الارضیة؛ مراد طبایع کلیه اند. (فرهنگ علوم عقلی سجادی). - ملائکة موکله؛ مراد عقول است. (فرهنگ علوم عقلی سجادی).

کلمات هم‌قافیه با «ملائکه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «که» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید