معنی ملء
4 بازدید
[ مِ لْ ءْ ] (ع اِ) پُری. ج، املاء. (از منتهی الارب). پری و آنچه پر کند آوند را. (ناظم الاطباء). آنچه در آوند گنجد وقتی که پر باشد. ملآن مثنی و اَملاء جمع آن است. || مل ءالجفن؛ مثلی است در بیغمی زیرا هر که غمی داشته باشد او را از اندیشه و اندوه خواب نباشد. متنبی گوید: انام مل ء جفونی عن شواردها. (از اقرب الموارد). || (ص) پر: از جوامع که بوالفضل عراقی کرده است... و آنچه بهاءالدین کمال ثابت کرده است... از... کتب خانه های مل ء از کتب طوایف. (کتاب النقض ص ۱۶۳). سبزوار بحمداللََّه و منه مل ء از اسلام و شریعت است و آراسته به مساجد نورانی و مدارس نیکو. (کتاب النقض ص ۱۷۳). خواجه کتابی بدین بزرگی بساخته است همه مل ء از عداوت علی (ع). (کتاب النقض ص ۴۷۱). ابوبکر باقلانی رأس و رئیس مجبره بود و خطبه ای کرده است مل ء از جبر و تشبیه و نفی عدل و توحید. (کتاب النقض ص ۱۵۸). - مل ءالارض؛ پر زمین : {/B إِنَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا وَ مََاتُوا وَ هُمْ کُفََّارٌ فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِمْ مِلْ ءُ اَلْأَرْضِ ذَهَباً...۱-۱۵۳:۹۱/}. (قرآن ۳/۹۱). - || کنایه از شایع و مشهور و معلوم خاص و عام : خبر واقعه در «اران» و «آذربیجان» انتشار گرفته بود و تهی دستی من مل ءالارض... (نفثة المصدور چ یزدگردی ص ۹۹).
کلمات همقافیه با «ملء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر