معنی مقیم هندوستانی
4 بازدید
[ مُ مِ هِ ] (اِخ) از شاعران قرن دوازدهم هجری و از اکابر هندوستان بوده است. از اوست: اشک چشمم رفته رفته در گلو زنجیر شد طفل دامنگیر من آخر گریبانگیر شد. و رجوع به فرهنگ سخنوران و صبح گلشن ص ۴۴۳ شود.[ مُ مِ هِ ] (اِخ) شیخ محمد از شاعران قرن سیزدهم هجری و مصاحب منشی احمدعلی رسای لکهنویی بود و مشترکاً باوی منظومه ای به نام «نیشتر غم» سروده است. و رجوع به فرهنگ سخنوران و قاموس الاعلام ترکی و تذکرهٔ صبح گلشن ص ۴۴۲ شود.
کلمات همقافیه با «مقیم هندوستانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر