معنی مقیء
6 بازدید
[ مُ ] (ع ص) دواء مقی ء؛ داروی قی آور. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مقیء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر