معنی مقهوری
6 بازدید
[ مَ ] (حامص) مقهور بودن. مقهورشدگی. شکست خوردگی : گفت می خواهم مجبوری و مقهوری تو به خلق بنمایم. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۱۵۲). و رجوع به مقهور شود.
کلمات همقافیه با «مقهوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر