معنی مقلعة
6 بازدید
[ مُ لَ عَ ] (ع ص) سفینة مقلعة؛ کشتی بابادبان. ج، مقلعات. (ناظم الاطباء). کشتی که برای آن بادبان ساخته باشند. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مقلعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر