معنی مقلس
7 بازدید
[ مُ قَ لْ لِ ] (ع ص) چوب باز. (مهذب الاسماء). بازیگر وقت قدوم ملوک و امرا. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). آن که بازیگری می کند پیشاپیش امیر هنگام قدوم وی به شهر. (از اقرب الموارد). و رجوع به مادهٔ قبل شود.[ مُ لِ ] (ع ص) مرحوم دهخدا در یادداشتی آرند: این وصف فاعلی را از باب افعال در لغتنامه ها نیافتم و مقلس از باب تفعیل بمعنی بازیگر گاه قدوم ملوک و امرا آمده است : بهره ورند از سخات اهل صلاح و فساد زاهد و عابد چنانک، مقلس و قلاش و رند. سوزنی (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مقلس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لس» برای سرودن شعر