معنی مقلاع
5 بازدید
[ مِ ] (ع اِ) کلاسنگ. (تفلیسی). فلاخن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). آلتی که بدان سنگ بیندازند و آن را چوپانان بکار دارند. ج، مقالیع. (از اقرب الموارد). قلماسنگ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || بیل و ابزاری که بدان زمین را انباشته می کنند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مقلاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر