معنی مقعده
4 بازدید
[ مَ عَ دَ ] (ع اِ) دبر و کون. (ناظم الاطباء): کسی را که مقعده بیرون آمده باشد سود دارد. (الابنیه چ دانشگاه ص ۲۴). تراک مقعده را به هم فراز آرد. (الابنیه ایضاً، ص ۳۲). بلیلج ... معده را قوی گرداند و رودگانی را خاصه معای مستقیم را و مقعده را. (الابنیه ایضاً ص ۶۴). آبله ها را که از اندرون دهان برآید ببرد و آماس مقعده را همچنین. (الابنیه ایضاً ص ۱۱۲). و رجوع به مَقعَدَة و مقعد شود.
کلمات همقافیه با «مقعده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر