معنی مقطوف
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) چیده شده و گویند ثمر مقطوف. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (در اصطلاح عروض) اجزای عروضی که بدان قطف راه یافته باشد. (از اقرب الموارد). فعولن چون از مفاعلتن خیزد آن را مقطوف خوانند و بسبب آنکه بدین زحاف از این جزو دو حرف و دو حرکت افتاده است آن را به قطف (ثمار) تشبیه کردند. (المعجم چ دانشگاه ص ۷۴).
کلمات همقافیه با «مقطوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر