معنی مقشو
8 بازدید
[ مَ شُ وو ] (ع ص) پوست بازکرده و گویند عدس مقشو؛ ای مقشور و مَقشیّ مانند آن است. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). پوست دورکرده. مقشور. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مقشو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شو» برای سرودن شعر