معنی مقسوم

معنی مقسوم

7 بازدید
[ مَ ] (ع ص) بخش کرده شده. (آنندراج). بخش بخش شده و قسمت شده. (ناظم الاطباء). بخش شده. بخشیده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): {/Bلَهََا سَبْعَةُ أَبْوََابٍ لِکُلِّ بََابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ . ۱-۸۱۵:۴۴/}(قرآن ۱۵/۴۴). زمین مقسوم است به چهار قسم به دو دایره یکی را دایرة الآفاق خوانند دو دیگر را خط الاستوا خوانند. (حدود العالم). هر ناحیتی از این نواحی مقسوم است به اعمال و اندر هر عملی شهرهاست بسیار. (حدود العالم). بس قلق نیستم همی دانم رزق مقسوم و بخت مقدور است. مسعودسعد. دیده بی دیدگان به رأی العین شکل مقسوم و صورت مقدور.مسعودسعد. آنچه اندر ازل مقسوم بود خوردم. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۳۴). خوردن بیش از رزق مقسوم. (گلستان). رزق اگر چه مقسوم است به اسباب حصول آن تعلق شرط است. (گلستان). جملهٔ امور مقدر و مقسوم اند به تقدیر مشیت کامله و قسمت عادله. (مصباح الهدایه چ همایی ص ۳۹۶). توسل و توصل به رزق مقسوم نجویند. (مصباح الهدایه، ایضاً ص ۲۴۸). و در وصول رزق مقسوم از مبدأ حیات تا اجل معلوم. (مصباح الهدایه، ایضاً ص ۲۶۱). رزق مقسوم و وقت معلوم است ساعتی بیش و لحظه ای پس نیست. ابن یمین. اگر چه رزق مقسوم است می جوی که خوش فرمود این معنی معزی که یزدان رزق اگر بی سعی دادی به مریم کی ندا کردی که «هزی».ابن یمین. - رزق مقسوم؛ روزی نهاده. رزق مقدر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به رزق مقسوم شود. || (اصطلاح حساب) آن را که همی بخشی مقسوم خوانند. (التفهیم). آن عدد که بخش شود به عددی دیگر. مقابل مقسوم علیه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). بخشی. (واژه های نو فرهنگستان ایران). - مقسوم علیه؛ آنکه بر او بخشی. (التفهیم). آن عدد که عددی دیگر به آن بخش می شود مانند ۱۲ در «۱۲ : ۶۰». مقابل مقسوم. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). فرهنگستان ایران کلمهٔ «بخشیاب» را بجای این کلمه پذیرفته است. - مقسوم علیهم؛ اشیا یا اشخاصی که چیزی به آنان بخش شده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - مقسوم علیه مشترک؛ هرگاه دو یا چند عدد بطور مشترک بر چند عدد قابل قسمت باشند مانند ۴۸ و ۳۶ که هردو بر ۱، ۲، ۳، ۴، ۶ و ۱۲ قابل قسمت می باشند در این صورت عددهای ۱، ۲، ۳، ۴، ۶ و ۱۲ را مقسوم علیه مشترک عددهای ۴۸ و ۳۶ نامند. فرهنگستان ایران «بخشیاب مشترک» را بجای این ترکیب پذیرفته است. - بزرگترین مقسوم علیه مشترک؛ در میان مقسوم علیه های مشترک دو یا چند عدد، آن عدد که از همه بزرگتر است بزرگترین مقسوم علیه مشترک آن عددها نامیده می شود چنانکه در مثال مقسوم علیه مشترک عدد ۱۲ بزرگترین مقسوم علیه مشترک ۳۶ و ۴۸ به شمار می آید. رجوع به ترکیب قبل شود.

کلمات هم‌قافیه با «مقسوم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید