معنی مقروض
4 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) نشخوار شتر که از گلوبرآرد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (ص) بریده شده. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || مدیون و قرض دار و وام دار. (ناظم الاطباء). وام داده شده. (آنندراج). بدهکار. غریم. مدیون و در عربی بدین معنی نیامده اما در میان فارسی زبانان معمول است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مقروض که به معنی مدیون و بدهکار استعمال کنند، در زبان عربی به معنی بریده شده است و «قرض» به معنی «دین» فعل مجرد ندارد تا «مقروض» به معنی بدهکار صحیح باشد. در لغت عرب قرض دادن را «اقراض» و قرض گرفتن را «اقتراض» گویند. (نشریهٔ دانشکدهٔ ادبیات تبریز سال دوم شمارهٔ ۳).
کلمات همقافیه با «مقروض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وض» برای سرودن شعر