معنی مقرو
6 بازدید
[ مَ رُوو ] (ع ص) خوانده شده و خوانا و قابل خواندن. مقرؤ. (ناظم الاطباء). آنچه خوانده شود. مقروء. مَقْریّ. (از اقرب الموارد). خوانا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مقرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر