معنی مقرطس
4 بازدید
[ مُ قَ طِ ] (ع ص) آن تیر که بر نشانه آید. (مهذب الاسماء). تیر رسانده به نشانه. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || آن که تیر را به نشانه می زند. || آنکه جامهٔ قرطاس مصری دارد. || مالک کاغذ. || دختر سپید کشیده قامت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مقرطس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طس» برای سرودن شعر