معنی مقراضک
5 بازدید
[ مِ ضَ ] (اِ مرکب) فنی است از کشتی و آن چنان باشد که هر دو پای خود را در گردن حریف انداخته زور کردن. (غیاث). نام فنی از کشتی و آن هر دو پای خود در کمر حریف بند کرده همچون مقراض پیچیدن. (آنندراج): لطف گفتی که چه حلواست مراد است به جنگ گرد خلق تو و طور تو شوم مقراضک. میرنجات (از آنندراج). قدرتم چون پا به میدان زبردستی نهد فن مقراضک همین بر پور دستان می زنم. فوقی یزدی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «مقراضک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضک» برای سرودن شعر