معنی مقدشو

معنی مقدشو

5 بازدید
[ مَ دِ / مَ دَ ] (اِخ) شهری است میان زنگ و حبش. (منتهی الارب). نام شهری درمیان زنگبار و حبشه. (ناظم الاطباء). نام شهری بزرگ میان زنگ و حبشه. (قاموس). نسبت بدان مقدشاوی و مقدشی است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). شهری است در اول بلاد زنج در جنوب یمن. این شهر در کنار دریا واقع است. (از قاموس الاعلام ترکی). مردم آن همه غریب اند و از سیاهان نیستند. از آنجا صندل و آبنوس و عنبر و عاج به نقاط دیگر حمل می گردد. (از معجم البلدان). و رجوع به معجم البلدان و قاموس الاعلام ترکی و مقدیشیو و مقدشیم شود.

کلمات هم‌قافیه با «مقدشو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید