معنی مقدسی
6 بازدید
[ مُ قَ دْ دَ ] (حامص) پاکی و پارسایی. (ناظم الاطباء). مقدس بودن. حالت و چگونگی مقدس. و رجوع به مقدس شود.[ مَ دِ / مُ قَ دْ دَ ] (اِخ) رجوع به محمدبن احمد مقدسی شاشی شود.[ مَ دِ سی ی / مُ قَ دْ دَ سی ی ] (ص نسبی) منسوب به بیت المقدس. ج، مقادسة. (ناظم الاطباء). منسوب به بیت المقدس [ بَ تُلْ مَ دِ / بَ تُلْ مُ قَ دْ دَ ] . (اقرب الموارد). منسوب است به بیت المقدس که از شهرهای مشهور است. (ازانساب سمعانی).[ مَ دِ / مُ قَ دْ دَ ] (اِخ) ابوسلیمان محمدبن معشر البستی یکی از نویسندگان رسائل اخوان الصفا بوده است. و رجوع به تاریخ الحکماء قفطی ص ۸۳ وتاریخ علوم عقلی تألیف دکترصفا ص ۲۹۸ و اخوان الصفا شود.[ مَ دِ / مُ قَ دْ دَ ] (اِخ) محمدبن احمدبن ابی بکر البناء ملقب به شمس الدین و مکنی به ابوعبداللََّه (۳۳۶ -۳۷۵ یا ۳۸۰ هـ . ق.) جغرافیادان و سیاح معروف. در بیت المقدس متولد شد، به تجارت پرداخت و به اکثر بلاد اسلام سفر کرد و کتاب معروف خود احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم را در جغرافیا تألیف نمود. و رجوع به اعلام زرکلی و ریحانةالادب ج ۵ ص ۳۷۲ و معجم المطبوعات ج ۲ ص ۱۷۷۳ و بشاری ابوعبداللََّه المقدسی شود.
کلمات همقافیه با «مقدسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر