معنی مقثة
5 بازدید
[ مَ قَ ثْ ثَ ] (ع اِ) افزونی و بسیاری. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). کثرت. (محیط المحیط). کثرت و گویند: بنو فلان ذوومقثة؛ ای ذوو عدد کثیر، و ما اکثر مقثتهم؛ ای عددهم. (از اقرب الموارد). || چوبی است پهن که کودکان بدان بازی کنند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از محیطالمحیط). چوب مستدیر و عریضی که کودکان بدان بازی کنند. بدینگونه که چیزی را نصب کنند و سپس با آن چوب، آن را از جای خود برمی کنند. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مقثة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثة» برای سرودن شعر