معنی مقبب
6 بازدید
[ مُ قَ بْ بَ ] (ع ص) بیت مقبب؛ خانهٔ قبه دار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). قبه دار: چو بر روی آب اوفتد آفتاب ز گرمی مقبب شود روی آب.نظامی. || یکی از انواع سه گانهٔ بسائط. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || حافر مقبب؛ سمی که گودی داشته باشد و دارای جوف بود. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مقبب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بب» برای سرودن شعر