معنی مقاییس
6 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جِ مقیاس. (اقرب الموارد) (از محیط المحیط). مقیاسها: در همت تو کس نرسد زآن که محال است پیمودن آن پایه مقاییس همم را. انوری (دیوان چ مدرس رضوی ص ۷). باید که او را مکارم اخلاق و محامد اوصاف و مقاییس سیاست و قوانین ریاست... تفهیم و تقدیم کنی. (سندبادنامه ص ۵۰). و رجوع به مقیاس شود.
کلمات همقافیه با «مقاییس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر