معنی مقایظة
6 بازدید
[ مُ یَ ظَ ] (ع مص) تابستانه دادن کسی را مانند مشاهرة از شهر. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). قایظه مقایظة و قیاظاً و قیوظاً؛ او را برای تابستان مزدور گرفت. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مقایظة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظة» برای سرودن شعر