معنی مقاول
6 بازدید
[ مَ وِ ] (ع اِ) جِ مِقوَل. (دهار) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). جِ مقول به معنی زبان. (آنندراج). || جِ مِقول ، قُوّاد یمن. (مفاتیح العلوم خوارزمی). پادشاهان کوچک یمن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). جِ مِقول، به معنی قَیل به لغت اهل یمن. (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط). و رجوع به مقول و قیل شود.[ مُ وِ ] (ع ص) آنکه مشغول گفت و شنود است. (ناظم الاطباء). و رجوع به مقاولة شود.
کلمات همقافیه با «مقاول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر