معنی مقامسة
6 بازدید
[ مُ مَ سَ ] (ع مص) نبرد کردن با کسی به غواصی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). شرطبندی کردن در فرورفتن به آب. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - امثال: هو یقامس حوتاً؛ در حق کسی گویند که با داناتر از خود مناظره کند. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || مناظره و مباحثه کردن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مقامسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر