معنی مقالید
3 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جِ مِقلاد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (از محیط المحیط). کلیدها: {/Bلَهُ مَقََالِیدُ اَلسَّمََاوََاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا بِآیََاتِ اَللََّهِ أُولََئِکَ هُمُ اَلْخََاسِرُونَ . ۱-۱۳۳۹:۶۳/}(قرآن ۳۹/۶۳). مفاتیح خزاین بدو سپرد و مقالید ممالک بدو تسلیم کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۲۴۸). خاتم ملک بدو سپرد و مقالید خزاین بدو تسلیم کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۳۷۲). اگرچه او مقاود تقلید بر سر قومی کشیده است و مقالید حکم ایشان در آستین گرفته... ما را به میدان محاربت بیرون باید شدن. (مرزبان نامه). تا چون از حکم پادشاه جهان حاتم آخرالزمان قاآن مقالید حکومت در کف اهتمام صاحب یلواج نهاد... (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج ۱ ص ۸۴). چنگیزخان فرمود... ولی عهد خود او رامی کنم و مقالید ملک در پنجهٔ صرامت و کفایت او می نهم. (جهانگشای جوینی ایضاً ج ۱ ص ۱۴۳). آن جناب از غایت علو همت... مقالید انبار و... را پیش او نهاد. (حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۶). مقالید شهر و قلعه به خدام آستان سدره مقام سپرد. (حبیب السیر چ قدیم تهران ج ۳ ص ۳۵۲). و رجوع به مقلاد شود. ضاقت علیه مقالیده؛ تنگ شد بر وی کارهای وی. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). القی الیه مقالید الامور؛ کلید کارها را به سوی او انداخت یعنی کارها را به وی تفویض کرد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مقالید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر