معنی مقالت

معنی مقالت

6 بازدید
[ مَ لَ ] (ع اِ) گفتار. (غیاث). مقالة. سخن. گفتار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): هرکه حجت خواهدت آری جوابش تیغ تیز حجت ار تیغ است و بس درس و مقالت چیست پس. ناصرخسرو. با نوسخنان او کهن گشت آن شهره مقالت کسائی.ناصرخسرو. مقصود از تحریر این رسالت و تقریر این مقالت اظهار فضل نیست. (چهارمقاله ص ۱۳۵). و عدت و آلت در ترتیب و تمشیت این مقالت بر مدد آسمانی امید می دارد. (مقامات حمیدی چ اصفهان ص ۵). و من بر گوشه ای از آن هنگامه و بر طرفی از آن مقامه متفکر آن مقالت و متحیر آن حالت بودم. (مقامات حمیدی چ اصفهان ص ۱۷). چون این گفت به سمع جمع رسید و هر یکی این مقالت بشنید زبان هر یک به اجابت اعلام استقبال کرد. (مقامات حمیدی چ اصفهان ص ۳۸). هم ز بخت است کز مقالت من همه عالم غرائب و غرر است.خاقانی. مقالتهای حکمت باز کرده سخنهای مضاحک ساز کرده.نظامی. || گفتگو: او [طغان ] جوابی نالایق داد و آن مقالت به مجادلت کشید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۲۹). اگر آنچه حسن سیرت توست بخلاف آن تقریر کنند و در معرض خطاب پادشاه آیی آن حالت که را مجال مقالت باشد... (گلستان). || مشاجره. مجادله : از غایت حماقت و فرط جهالت سخنهایی که مادهٔ وحشت و سرمایهٔ مقالت بود می گفته... (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج ۱ ص ۲۱۸). - مقالت کردن؛ گفتگو کردن. مجادله کردن. مشاجره کردن : روزی در میان جشنی با یک پسر از پسران مقالتی کرد هم در مجلس او را چنان بر زمین انداخت که باز برنخاست. (جهانگشای جوینی ج ۱ ص ۲۹). || بخشی از کتاب. فصلی از کتاب : پس این کتاب مشتمل است بر چهار مقالت اول در ماهیت علم دبیری و... (چهارمقاله ص ۱۹). پس در سر هر مقالتی از حکمت آنچه بدین کتاب لایق بود آورده شد و بعد از آن ده حکایت طرفه از نوادر آن باب و از بدایع آن مقالت که آن طبقه را افتاده باشد آورده آمد. (چهارمقاله ص ۱۹). پس بدین حکایت این مقالت را ختم کنیم والسلام. (چهارمقاله ص ۴۱).
[ مَ لِ ] (ع اِ) جِ مَقلَتة. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به مقلتة شود.

کلمات هم‌قافیه با «مقالت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید