معنی مقاطیع
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص، اِ) جِ مقطوع. (ناظم الاطباء). || قسمی از حدیث، مقابل مراسیل و مسانید. حدیثهای منقطع. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مقطوع شود. || مقاطیع الشعر؛ ابیات مفرده. (از محیط المحیط). مفردات.
کلمات همقافیه با «مقاطیع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یع» برای سرودن شعر