معنی مقاصة
5 بازدید
[ مُ قاصْ صَ ] (ع مص) کشندهٔ یکی را بازکشتن. (ترجمان القرآن). کشنده را بازکشتن. قِصاص. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). || جراحت عوض جراحت را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || چیزی به بدل چیزی فراگرفتن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). مانند آنچه داده باشی بازستدن. (ترجمان القرآن). || قاصه مقاصة و قصاصاً؛ قصاص گرفت از او در حساب و جز آن در صورتی که بر وی دینی باشد مثل دین او پس قرار دهد این دین را مقابل آن دین. (ناظم الاطباء). و رجوع به مدخل بعد شود.
کلمات همقافیه با «مقاصة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صة» برای سرودن شعر