معنی مقاص
6 بازدید
[ مَ قاص ص ] (ع اِ) جِ مِقَص. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به مقص شود. || جِ مُقِص. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به مقص شود.[ مَ ] (ع اِ) تیر و شه تیر و پالار عمارت و تیر بزرگ و حمالی که تیرهای دیگر را بر وی نصب کنند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مقاص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اص» برای سرودن شعر