معنی مقارب

معنی مقارب

6 بازدید
[ مُ رِ ] (ع ص) هر چیز میانه در جید و هیچکاره، گویند: شی ء مقارب و دین مقارب؛ ای متوسط. (منتهی الارب). هر چیز میانه در خوبی و بدی. || هر چیز ارزان. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آنکه میانه روی کند در کارها. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || ثوب مقارب؛ جامهٔ غیرجید. || نزدیک. (ناظم الاطباء): چون ما و شما مقارب یکدگریم به زآن نبود که پردهٔ هم ندریم. سعدی (کلیات چ مصفا ص ۸۴۷).
[ مُ رَ ] (ع ص) متاع مقارب؛ نه جید نه ردی. (منتهی الارب) (از آنندراج). کالای میانه نه خوب و نه بد. (ناظم الاطباء). || متاع مقارب؛ کالای ارزان. (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط).
[ مَ رِ ] (ع اِ) جِ مُقرب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به مقرب شود. || جِ مَقرب و مَقرَبة. (ناظم الاطباء). و رجوع به مقرب شود.

کلمات هم‌قافیه با «مقارب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید