معنی مقابض
7 بازدید
[ مَ بِ ] (ع اِ) جِ مقبض. (اقرب الموارد) (محیط المحیط) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): رزم کوشان از مقابض سیف دست کشیده بدل شمشیر دست به گردن خوبان کمان ابرو حمایل ساختند. (درهٔ نادره چ شهیدی ص ۱۴۷). اللََّه یارخان... به بسط بساط تبسط طغیان و قبض مقابض قواضب عصیان پرداخت. (درهٔ نادره چ شهیدی ص ۲۸۷). و رجوع به مقبض شود.
کلمات همقافیه با «مقابض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بض» برای سرودن شعر