معنی مقابر
7 بازدید
[ مَ بِ ] (ع اِ) جِ مقبرة. (دهار) (ترجمان القرآن). جِ، مقبرة، گورستان. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء): {/Bأَلْهََاکُمُ اَلتَّکََاثُرُ. `حَتََّی زُرْتُمُ اَلْمَقََابِرَ. ۱-۵۱۰۲:۱-۲/}(قرآن ۱۰۲/۱-۲). به عقبی در محل او سعیر است به دنیا در مقام او مقابر. امیرمعزی (دیوان چ اقبال ص ۲۱۰). و او را به مقابر دفن کردند. (جهانگشای جوینی). و رجوع به مقبرة شود.
کلمات همقافیه با «مقابر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر