معنی مفید
7 بازدید
[ مُ ] (ع ص) فایده دهنده. (آنندراج). فایده دهنده. سودمند. بافایده. نافع. (از ناظم الاطباء). سودبخش. (از محیط المحیط): آنگاه... انابت مفید نباشد. (کلیله و دمنه). هر کجا رأی پست بود شجاعت قوی مفید نباشد. (کلیله و دمنه). این هر دو مقامهٔ سابق و لاحق که به عبارت تازی و لغت حجازی ساخته و پرداخته شده است اگرچه بر هر دو مزید نیست، اما عوام عجم را مفید نه. (مقامات حمیدی چ اصفهان ص ۴). اما با قضای آسمانی کوشش انسانی مفید نیست. (لباب الالباب). فرمود که هرچند نه قوت بازو مفید خواهد بود نه حصانت مکان منجح، اما هم بارو را مرمت و عمارت واجب می باید داشت. (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج ۱ ص ۱۳۵). امید به فضل و رحمت الهی چنان است که طالبان صادق را در استکشاف معالم طریقت... مفید و کافی بود. (مصباح الهدایه چ همایی ص ۹). بشنو اندرزهای ابن یمین گر مفید است زآن ملال مکن.ابن یمین. - مفید آمدن؛ سودمند واقع شدن. فایده بخشیدن : فی الجمله چندانکه بگفت مفید نیامد. (کلیله و دمنه). - مفید معنایی بودن؛ افاده کردن آن معنی. رسانیدن آن معنی: پسوند «گر» در کلماتی، از قبیل «دادگر» و «ستمگر» مفید معنی مبالغه است. - نامفید؛ بیفایده. ناسودمند. که فایده ای از آن عاید نشود: و علم بی عمل نامفید بود. (سندبادنامه ص ۴). || کسی که مال حاصل می کند و در جوانمردی خرج می کند. (ناظم الاطباء). || کسی را گویند که با نقل احادیث مشایخ به مردم فایده رساند. (از انساب سمعانی). || (اصطلاح علم لغت و منطق) در اصطلاح علمای لغت و منطق، مقابل مهمل است. هر لفظ موضوع اعم از اینکه مفرد باشد یا مرکب مفید است. (از کشاف اصطلاحات الفنون ج ۲ ص ۱۱۱۵).[ مُ ] (اِخ) (خواجه...) عبدالجبار قزوینی. از علمای تشیع است. مؤلف کتاب النقض وی را از متأخران می شمارد. و رجوع به کتاب النقض ص ۵۱ شود.[ مُ ] (اِخ) عبدالرحمان نیشابوری. از علمای تشیع است. مؤلف کتاب النقض وی و برادرش، ابوسعید محمد را از متأخران می شمارد. و رجوع به کتاب النقض ص ۵۱ شود.[ مُ ] (اِخ) (شیخ...) محمدبن النعمان بن عبدالسلام، مکنی به ابوعبداللََّه و معروف به ابن المعلم. محقق بزرگ، کثیر التصانیف در اصول و کلام و فقه. در عکبرا به ده فرسنگی بغداد متولد شد و در همین شهر نشأت یافت و درگذشت. وی پیشوای امامیه در زمان خود بود و در حدود دویست تصنیف به او نسبت داده شده که از جملهٔ آنهاست: «الارکان فی دعائم الدین» و «العیون و المحاسن» و «اصول الفقه» و «الکلام فی وجوه اعجاز القرآن» و «تاریخ الشریعة» و «الایضاح فی الامامة». و رجوع به روضات الجنات ص ۵۶۳ و الاعلام زرکلی و اسماءالمؤلفین ج ۲ ص ۶۱ و شیخ مفید در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «مفید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر