معنی مفوضه

معنی مفوضه

5 بازدید
[ مُ فَ وْ وِ ضَ ] (اِخ) فرقه ای از غلات شیعه که گویند خدا محمد را خلق کرد و سپس خلق دنیا را به او به تفویض نمود و محمد خالق دنیاست. و گفته شده است که این کار را به علی تفویض کرد. (از کشاف اصطلاحات الفنون). از فرق شیعه هستند که امور تکوینیهٔ عالم و مسائل تشریعیه را به حضرت رسول یا به یکی از ائمه مفوض می دانستند. یا کسانی که در مقابل جبریه انسان را مختار نفس خود می شمردند و در این مورد معانی فاسدهٔ تفویض به نفس، یعنی استقلال و استبداد و سلب قدرت از خداوند را در ملک خود اراده می کردند و جمعی از ایشان می گفتند که خداوند محمدبن عبداللََّه را خلق کرد و تدبیر عالم را به او واگذاشت و واگذاری همین تدبیر است که عالم را بدون شرکت خداوند ایجاد کرده، سپس محمد تدبیر عالم را به حضرت علی تفویض کرده و علی مدبر ثالث است. مفوضیه. (از خاندان نوبختی ص ۲۶۴). بر فرقه ای از غلات شیعه اطلاق می شود که گویند خدای محمد (ص) را آفرید و خلق دنیا را بدو واگذار کرد. و برخی گویند به حضرت علی (ع) واگذار کرد و برخی گویند خدا امور دین را بعد از حضرت رسول به ائمهٔ اطهار واگذارد. و به پیروان تفویض نیز اطلاق شده است که گویند امور انسانی و اعمال او را خدا به خود او واگذار کرده است که اختیار کامل باشد. (از فرهنگ علوم نقلی تألیف سجادی). و رجوع به مدخل بعد شود.

کلمات هم‌قافیه با «مفوضه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ضه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید