معنی مفلسة
7 بازدید
[ مُ فَ لْ لَ سَ ] (ع ص) تأنیث مفلس. پشیزه ور. پشیزدار. فلس دار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): الکوسج؛ سمکة سوداء محدبة الظهر غیر مفلسة. (الجماهر بیرونی، یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «مفلسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر