معنی مفغر
4 بازدید
[ مَ غَ ] (ع اِ) مفغرة: و ملک هند با حشم خویش از نهیب آن لشکر با پناه کوهی حصین نشست و به مخرمی میان دو کوه بلند التجا ساخت و مفغر و مدخل آن مضیق به فیلان کوه پیکر استوار کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۵۰). و رجوع به مدخل بعد شود.
کلمات همقافیه با «مفغر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غر» برای سرودن شعر