معنی مفطور
10 بازدید
[ مَ ] (ع ص) سرشته. مجبول. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): حکیم رومی گفت: ای شه زاده! بیشتر اوصاف... در ذات اصفهان و نفس آن مجبول و مفطور است و شهر بغایت مبارک و معمور. (ترجمهٔ محاسن اصفهان). طایفه ای آنند که این قوت اصلاً در ایشان مفطور نیست و ارشاد ایشان محال. (مصباح الهدایة چ همایی ص ۵۲). || مخلوق. خلق شده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || پیداکرده شده. || شکافته شده. (غیاث) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «مفطور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر