معنی مفرد قمی
7 بازدید
[ مُ رَ دِ قُ ] (اِخ) از شاعران قرن یازدهم هجری بود که به خیاطی روزگار می گذاشته است. از اوست: خون بلبل را نه تنها در چمن گل می خورد هر کجا خاری است آب از چشم بلبل می خورد بس که کردم گریه خون دیده تا ابرو رسید آب این سرچشمه طغیان کرده بر پل می خورد. و رجوع به تذکرهٔ نصرآبادی ص ۳۶۷ و فرهنگ سخنوران تألیف خیام پور شود.
کلمات همقافیه با «مفرد قمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر