معنی مفردات
5 بازدید
[ مُ رَ ] (ع ص، اِ) جمع مفرد که به معنی تنهاست. (غیاث) (آنندراج). جِ مفرده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مفرد و مفرده شود. || چیزهایی تنها و یگانه و ساده و بی آمیغ. (ناظم الاطباء): ما مفردات را نخست در وهم آوریم پس ترکیبش کنیم. (مصنفات باباافضل ج ۲ ص ۴۳۶). || دواها که در آن ترکیب صناعی نباشد. مفردات یا نباتی است و آن میوه ها و تخمها و گلها و برگها و شاخه ها و ریشه ها و پوستها و عصاره ها و شیره های نباتی و صمغها باشد و یا حیوانی است، مانند ذراریح و اعضای حیوانات و احشای آنها و زهره شان و یا معدنی است و آن خود یا حجری است، مانند گل ارمنی و یا از چیزهایی است که از زمین جوشد، مانند قیر و نفت و امثال آن. بسائط. عقاقیر. ادویهٔ مفرده. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا): از مفردات اجزاء آن مرکبی به فرط امتزاج... حاصل آمد. (مرزبان نامه). - کتاب المفردات؛ به کتابهایی اطلاق شود که در آن از داروهای معدنی و نباتی و حیوانی غیرمرکب بحث کنند، مقابل قرابادین که مخصوص ادویهٔ مرکبه است. کتاب البسائط. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - مفردات طب؛ داروهای ساده و بی آمیغ. (ناظم الاطباء). || حروف تهجی که علی حده نویسند. (غیاث) (آنندراج). || (اصطلاح خطاطی) الفاظی را گویند که از ترکیب حرفی با حرف دیگر به وجود آید، مانند: با، بب، بج، بد و بر که معمولاً مبتدیان با مشق و تمرین آنها آموختن هنر خوش نویسی را آغاز کنند. || اسامی اعداد از یک تا ده. (از غیاث) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «مفردات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر