معنی مفرج

معنی مفرج

6 بازدید
[ مُ رَ ] (ع ص) کشته که کشندهٔ او را ندانند. (مهذب الاسماء). کشته که در دشت، دور از ده یافته شود. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). کشته که در بیابان دور از آبادی یافته شود و قاتل او معلوم نباشد. (از اقرب الموارد). || آنکه اسلام آورده و با کسی موالات نکرده. و منه الحدیث: لایترک فی الاسلام مفرج؛ ای اذا جنی جنایة کان علی بیت المال لانه لا عاقلة له. و نیز مفرح با حاء مهمله گفته اند. (منتهی الارب). آنکه اسلام آورده و با کسی موالات نکرده. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کسی که فرزند ندارد و گویند کسی که عشیره ندارد. || کسی که مال ندارد (از اقرب الموارد). || گذاشته و یک سو شده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب).
[ مُ رِ ] (ع ص) ماکیان با چوزه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ماکیان دارای جوجه. (از اقرب الموارد). || تیرانداز نیکو که روزی ناگاه مهارت او متغیر گردد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
[ مُ فَ رْ رَ ] (ع اِ) شانه. (منتهی الارب) (آنندراج). شانه و مشط. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (ص) آن که آرنج او از بغلش دور باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || پهن. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). || دور. (ناظم الاطباء). || جدا. || گشاد. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).
[ مُ فَ رْ رِ ] (ع ص) کسی که دور می کند اندوه را. (ناظم الاطباء). برندهٔ اندوه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): گفتم اندر او با حکماء دینی... و با حکماء فلسفی و فضلاء منطقی به برهانهای عقلی و مقدمات منتج و مفرج. (جامع الحکمتین ص ۱۸). - مفرج الغم؛ از میان برندهٔ اندوه. دورکنندهٔ غم : و بزرگان شراب را صابون الهم خوانده اند و گروهی مفرج الغم. (نوروزنامه). - مفرج غم؛ غمگسار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مدخل قبل شود. - مفرج گَران فلک ؛ کنایه از فرشتگان و ملائکه باشد. (برهان). - || ستاره ها و کواکب را نیز گویند. (برهان).

کلمات هم‌قافیه با «مفرج»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رج» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید