معنی مفج
14 بازدید
[ مُ فِ ج ج ] (ع ص) حافر مفج؛ سم قبه دار و آن پسندیده است. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). سم قبه دار. (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ مَ ] (ع مص) گول گردیدن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). احمق شدن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مفج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فج» برای سرودن شعر