معنی مفتون فارسی
8 بازدید
[ مَ نِ ] (اِخ) محمدحسن. از شعرای قرن سیزدهم هجری بود. رضا قلیخان هدایت آرد: «نستعلیق را پخته می نگاشت و طبعی سخته داشت». از اوست: گفتمش کشتن عشاق گناه است مگر گفت طفلیم و به طفلی گنهی باید کرد. و رجوع به مجمع الفصحاء ج ۲ ص ۴۸۷ و فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «مفتون فارسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر