معنی مفتون دنبلی
6 بازدید
[ مَ نِ دُمْ بَ ] (اِخ) عبدالرزاق بیک پسر نجفقلی بیگلربیگی دنبلی. از شعرا و فضلا و نویسندگان قرن سیزدهم هجری است. وی در سال ۱۱۷۶ هـ . ق. در شهر خوی متولد گردید. پدرش در خوی و سپس در تبریز حکومت داشته و باجگزار کریم خان زند بوده است. در سن ده سالگی پدر او را به عنوان گروگان به شیراز روانه ساخت و عبدالرزاق چهارده سال از عمر خود را در شیراز گذراند و در این مدت از محضر فقها و علما و شعرای عصر استفاده کرد و در علوم متداول زمان و ادب فارسی و حسن خط براعتی تمام یافت. در ایام فترت پس از کریم خان به اصفهان آمد و به خدمت آقا محمدخان و فتحعلیشاه قاجار پیوست و از مقربان و رجال به نام دربار فتحعلیشاه گردید. مفتون در سال ۱۲۴۱ هـ . ق. به زیارت حج رفت و به سال ۱۲۴۳ در تبریز درگذشت. ملک الشعرای بهار آرد: «سبک عبدالرزاق بین شیوهٔ جوینی و وصاف و شیخ علیهم الرحمة است و در شعر نیز به شیوهٔ متقدمین از شعرای عراقی و سلجوقی متمایل است و در نثر و نظم از بزرگان پارسی زبانش می توان شمرد. در شعر مفتون تخلص می کرد». او راست: حدایق الجنان، تجربة الاحرار و تسلیة الابرار، روضه الآداب و جنة الالباب، حقایق الانوار، حدائق الادباء، شرح مشاعر ملاصدرا، مثنوی ناز و نیاز، نگارستان دارا، مآثر سلطانیه، جامع خاقانی، همایون نامه و آثاری دیگری. از اوست: ای بسا باد صبا در بوستان بر گل و سنبل وزد بی دوستان رفته ما یکبارگی از یادها خاک ما را برده هر سو بادها. و نیز: به مژگان رفته ام خاک درش اما پشیمانم که شاید در رهش افتاده باشد خار مژگانم. و رجوع به مجمع الفصحاء ج ۲ ص ۴۸۳ و دانشمندان آذربایجان ص ۳۵۳ و سبک شناسی بهار ج ۳ ص ۳۲۰ و ریحانة الادب چ ۲ ج ۵ ص ۳۵۵ شود.
کلمات همقافیه با «مفتون دنبلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر